سلام دوستای گلم ![]()
امیدوارم حالتون خوب باشه![]()
اومدم این روز قشنگ رو بهتون تبریک بگم
مخصوصا
به عشق خودم ![]()
![]()
![]()
تاریخچه ی والنتاین
چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود
هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس
كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به
گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال
كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل
امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است
بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه
سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي
سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم و
فرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان
را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي
را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار
مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در
زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن
عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي
وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"![]()

i love you rasa
سلام به دوستای گلم ![]()
امیدوارم حالتون خوب باشه ![]()
ببخشید یه چند وقتی نبودم و بهتون سر نزدم امیدوارم امتحاناتونم با موفقیت
گذرونده باشین
دلم واسه همتون تنگ شده بود این ایام سوگواری رو هم به
همتون تسلیت میگم
البته دهه ی فجرم مبارک امسال دیگه همه چی با هم قاطی
شده
یادش بخیر راهنمایی که بودیم چقدر دهه ی فجر جشن می گرفتیم چقدرم
خوش می گذشت یادمه سال اول که بودیم قرار بود بیست و دوم بهمن جشن
بگیریم ما هم کلی تدارک دیدیم کیک خریدیم و چیزای دیگه روز جشن که شد
اومدن گفتن اسم اینایی رو که می خونیم آماده شن می خوایم ببریمشون بازدید ![]()
(آخه روز جشن آدمو می برن بازدید
)تو کلاس ما نصف بیشتربچه ها اسمشون
بود که برن
ما هم هرچی گفتیم نرین اینهمه زحمت کشیدیم بشینین جشنمونو
بگیریم اما کو گوش شنوا
خوب ما هم بهمون بر خورده بود چون جز بسیج
نبودیم ما رو نبردن
خلاصه اینا ما رو ول کردن رفتن ما هم نامردی نکردیمو
همه خوردنیها رو تا ته خوردیم
اتفاقا واسه اون روز سه تا کیک بزرگم گرفته
بودیم یکیشو بخشیدیم به کلاس بغلی بقیشم خودمون خوردیم
(نوش جونمون
)
بعد همه آشغالارو جمع کردیم ریختیم تو جعبه ی یکی از کیکا
وقتی اونا اومدن
بهشون گفتیم که یکی از کیکا رو براتون گذاشتیم طفلکیا خسته و گشنه اومده
بودن تا بهشون گفتیم کلی ذوق کردن و تشکر بیچاره ها تا در جعبه رو باز
کردن اینجوری شدن
(چقد ما بدیم
) خوب حقم داشتن آدم از چند روز قبل
دلشو صابون بزنه بعدشم بره بازدید تشنه و گشنه برگرده بعد به جای کیک
یه عالمه آشغال ببینه
چه حالی میشه انقده باحال بود کلی خندیدیم بعضی ها
شون که قهر کردن
یکی دو تا شونم اشکاشون سرازیر شد
(چقد کیک
نخوردن اینا ![]()
) ولی خوب حقشون بود می خواستن نرن جشن ما رو هم
بهم ![]()
تا بعد![]()
![]()
