تبليغاتX
عصر یخی

           دوست دارم



شنبه 17 دی1384 |

من گمان مي كردم

 

دوستي همچون سروي سر سبز

 

چهار فصلش همه آراستگي ست

 

من چه مي دانستم

 

هيبت باد زمستاني هست

 

من چه مي دانستم

 

 سبزه مي پژمرد از بي آبي

 

سبزه يخ مي زند از سردي دي

 

من چه مي دانستم

 

دل هر كس دل نيست

 

قلبها ز آهن و سنگ

 

قلبها بي خبر از عاطفه اند

 



دوشنبه 12 دی1384 |

باران ببار

 

که دلم هوای یارم کرده است...

 

 

 



یکشنبه 11 دی1384 |

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته اید

ای ستاره ها که از ورای ابرها

بر جهان ما نظاره گر نشسته اید

 

آری این منم که در دل سکوت شب

نامه های عاشقانه پاره می کنم

ای ستاره ها اگر به من مدد کنید

دامن از غمش پر از ستاره می کنم

 

با دلی که بوئی از وفا نبرده است

جور بیکرانه و بهانه خوشتر است

در کنار این مصاحبان خود پسند

ناز و عشوه های زیرکانه خوشتراست

 

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

دیگر آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ؟

ای ستاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نوای گرم عاشقانه مرد؟

 

جام باده سرنگون و بسترم تهی

سر نهاده ام به روی نامه های او

سر نهاده ام که درمیان این سطور

جستجو کنم نشانی از وفای او

 

ای ستاره ها مگر شما هم آگهید

از دوروئی و جفای ساکنان خاک

کاینچنین به قلب آسمان نهان شدید

ای ستاره ها ،ستاره های خوب و پاک

 

من که پشت پا زدم به هرچه هست ونیست

تا که کام او زعشق خود روا کنم

لعنت خدا به من اگر بجز جفا

زین سپس به عاشقان با وفا کنم

 

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سر بدامن سیاه شب نهاده اید

ای ستاره ها کز آن جهان جاودان

روزنی بسوی این جهان گشاده اید

 

رفته است و مهرش از دلم نمی رود

ای ستاره ها،چه شد که او مرا نخواست؟

ای ستاره ها، ستاره ها ،ستاره ها

پس دیار عاشقان جاودان کجاست؟

 

 

 

 

 

 



جمعه 9 دی1384 |

 
 

چرا با من اینجوری می کنی خوب بگو چیکار کردم تا خودمم بدونم

 

می گی خیانت کردی نمیدونم رو چه حسابی اینو میگی من که از کارای

 

خودم خبر دارم به خودم اعتماد دارم می دونم کاری نکردم لا اقل بگو تا

 

خودمم بدونم چیکار کردم منتظر جوابتم فقط زود جوابمو بده چون حرفات

 

 داره دیوونم میکنه دوست دارم

 



جمعه 9 دی1384 |

دلم گرفته امروز یکی که خیلی دوسش داشتم و هنوزم دارم دلمو شکوند

 

کسی که این وبلاگ مال اون بود ولی خودشم خبر نداشت حالا هم فکر می کنه

 

 همه حرفام دروغه حالا که از وجود این وبلاگ که برای تو بوده با خبر شدی

 

همین جا میگم خیلی دوست دارم دلم می خواد حرفامو باور کنی چون دارم

 

دیوونه میشم



جمعه 9 دی1384 |

اگه یه شب یه آدم چاق گنده ی ریشو اومد تو اتاقت و تو رو انداخت

 

تو یه کیسه اصلا نترس آخه واسه کریسمس تو رو از بابا نوئل خواستم

 

 

                        کریسمس مبارک



یکشنبه 4 دی1384 |