تبليغاتX
عصر یخی

شب یلدا آن شب طولانی باز آمد

 

سلام به همه ی دوستای گلم

 

امیدوارم حال همتون خوب باشه

 

مرسی از همتون که با نظراتون باعث دلگرمی من میشین ببخشید اگه بهتون

 

سر نزدم آخه یخورده گرفتارم الانم بخاطر شب یلدا اومدم امیدوارم امشب بهتون

 

خوش بگذره به من که فکر نکنم خوش بگذره آخه امسال اولین شب یلدایی که

 

داداشم پیشمون نیست آخی طفلکی سربازیه بیچاره پسرا باید برن سربازی ولی

 

خودمونیما تا نرن آدم نمیشن (البته دور از جون بعضی ها ) یکی دیگه هم اینکه

 

یکی رو که خیلی دوسش دارم حالش بده دعا کنین حالش زود خوب شه دوستون

 

دارم خوش باشین تا بعد.

 

 

خوردن انار و هندونه تو این شب چه حالی داره !

 



چهارشنبه 30 آذر1384 |

ترسم از روز سیاهیست

 

                      که بیایی و چه سود

 

رفته باشم و بدانی

 

                     که چه دیر آمده ای

 



پنجشنبه 24 آذر1384 |

سلام به دوستای گلم

امیدوارم حالتون خوب باشه حال من که اصلا خوب نیست چون

یه آدم از خدا بی خبر که نمی دونم چه پدر کشتگی با من داره

وارد سیستمم شده و با هر آیدی که بیام می فهمه سریع هکم

می کنه از پریروز تا حالا هشت تا از آیدی هامو هک کرده که

دو تاشونو خیلی دوست داشتم من نمی دونم کی به اینا این چیزا

رو یاد میده به نظر من کسی که جنبشو نداره نباید این چیزارو

یاد بگیره کاش حالا هدفشو از این کار می گفت حداقل خودمم

می دونستم کسی نیست به این هکر محترم ما بگه تو که اینهمه

استعداد داری برو استعداداتو یه جا دیگه خرج کن برو دو تا سایت

مهم و حساب بانکی رو هک کن فکر کردی چهار تا آیدی منو هک

کنی هنر کردی خدا بگم چیکارش نکنه مجبورم ویندوزمو فرمت کنم

حالا هم امدم کافی نت تا به دوستای گلم سر بزنم واااااااااااااااااای تازه

فردا امتحانم دارم آقای هکر وای بر احوالت اگه کم شدم اونوقت دیگه

دوبل نفرینت می کنم بد بختی امتحان ترمه آخه معلممون دی می خواد

بره حج واسه همین فردا می خواد امتحانشو بگیره آخ جووووووون

در عوض یک ماه زنگای دینی راحتیم خانم حمید... کاش بقیه معلما

رو هم با خودت می بردی تا از دستشون راحت شیم مخصوصا دبیر

حسابانمونو خانم هاش... متخلص به گودزیلا می دونین آخه یه خورده

(از یه خورده بیشتر) تپل و بداخلاق و سختگیره واسه همین بچه ها

بهش می گن گودزیلا البته هفته ی گذشته یه موضوعی پیش اومد که

بعضی از بچه ها اسم جدید واسش گذاشتن =خرس مهربون . خلاصه

اینکه این خرس مهربون انقدر بهمون امید میده ومارو تشویق می کنه

که نگو ;میگه از کلاس شما فکر کنم فقط 2نفر حسابان پاس کنن یا

می زنه تو ذوق بچه ها و میگه کی به شما گفته بیاین رشته ریاضی

یه روش تدریس و امتحان گرفتنی هم داره که لذت می بری مثلا تا حالا

وقتی به ما میگفتن کی داوطلبه درس جواب بده یا تمرین حل کنه هر کی

که بهتر خونده بود می رفت بقیه هم که یه چیزی رو بلد نبودن یا خوب

نخونده بودن یاد می گرفتند ولی این میگه وقتی من میگم کی داوطلبه هر

کی که خوب بلده دستشو بالا بگیره 'هر کی دستشو بالا گرفت که هیچ هر

کی نگرفت یعنی بلد نیست همون موقع براش صفر می ذارم اینم از این

ایشالله خدا همه ی معلم ها و هکر منو با هم شفا بده الهی آمین ببخشید

که این پست طولانی شد و چشای نازتون خسته شد دوستون دارم تا

بعد.

 

 



جمعه 18 آذر1384 |

یادت می آید

 

ما دو بودیم

 

که شدیم یک

 

مثل دو بال و یک پرواز

 

یادت می آید

 

ما یک بودیم

 

که شدیم دو

 

مثل یک سیب و دو نیمه



شنبه 12 آذر1384 |

 
 

سلام به دوستای گلم

 

امیدوارم حال همتون خوب باشه

 

مرسی از همتون که بهم سر زدین و نظر دادین . ببخشید اگه بهتون سر

 

نزدم یا دیر سر زدم آخه عروسی دایی جونم بود . نمی تونستم بیام الانم

 

که اومدم واسه خاطر اینه که امروز مدرسه نرفتم.

 

می دونین من تا حالا می گفتم بیچاره مامانایی که بچه هاشون کارای

 

پست قبلی رو انجام می دن ولی حالا به این نتیجه رسیدم که بعضی مامانا

 

حقشونه . سه روز پیش با آبجی و مامانم رفته بودیم بازار یهو دیدیم

 

یه دختر کوچولوی خوشگل مامانی در یه مغازه ای وایساده داره مثل

 

ابر بهار گریه می کنه انقدر گریه می کرد که دل سنگم براش آب می شد

 

آخه مامانشو گم کرده بود . با مامانم و آبجیم مغازه های اطراف رو

 

گشتیم تا مامانشو پیدا کنیم یهو دیدیم دو تا خانومه دارن میان طرف ما

 

معلوم شد یکیشون مامان دخترست بعد مامانه راحت انگار نه انگار

 

دخترشو گم کرده برگشته به دخترش می گه وقتی می گم دست مامانو

 

ول نکن ولی می کنی همینه دیگه.خوب بگو این بچه ست دست تو رو

 

ول می کنه تو چرا ولش می کنی و حواست بهش نیست تازه دخترش

 

گم شده اصلا ناراحتم نیست داره می خنده به نظر من همچین مامانای

 

بی فکری حقشونه بچه هاشون همچین بلاهایی سرشون در بیارن.

 

حیف این بچه واسه این مامان .

 

 

 

 

 



شنبه 12 آذر1384 |

 
 

 

سلام به دوستای گلی که برای وبلاگ من وقت میزارن و می خوننش

 

مرسی از همتون

 

دوستم یه کتاب داده بود بخونمش خیلی جالب و قشنگ بود. اسمش

 

اینه:دایره المعارف بی نزاکتی یا چطور کفر مامان رو در بیاریم!

 

(از اسمش پیداست که چه کتاب باحالیه) چند تا از خوشگل هاشو میزارم

 

 اینجا .البته شاید بعضی هاتون این کتابو خونده باشین'آخه مال دو

 

 سال پیشه من که خیلی خوشم اومد یاد بچگی هام افتادم امیدوارم شما

 

 هم خوشتون بیاد .

 

                                      ***

 

با هر اسباب بازی فقط یه بار بازی کن!

 

وقتی مامان بهت غذا می ده'تف کن. وقتی بابا بهت غذا می ده'بخور

 

 و لبخند بزن!

 

وقتی مامان تو رو می بره مهد کودک'حسابی گریه زاری کن. بد نیست 

 

 مامان یه کمی وجدان درد بگیره!

 

این یه رازه!همه پرستارهای بچه دشمن تو هستند !

 

مامانت چاق شده 'نه؟موقع غذا خوردن هی قاشقت رو بنداز زمین تا

 

مامان خم بشه و برش داره.اگه زود زود لاغر نشد!

 

مامان گناه داره!وقتی باهاش میری حموم'شالاپ شولوپ کن تا مامان

 

هم خیس بشه و کیف کنه!

 

همیشه دوتا شیرینی بردار'با هر دستت یکی!

 

وقتی مامان انگشتشو می کنه توی دهانت تا ببینه دندون تازه درآوردی

 

 یا نه'گازش بگیر تا بفهمه که دندون درآوردی!

 

مامان عاشق نقاشی های توست'دیوارهای اتاقشو...!

 

هشدار!اگه مامان می گه این چیز واسه ی تو خوبه'بدون که اصلا

 

هیجان نداره!

 

مامان سعی می کنه بهت یاد بده فین بکنی یاد بگیر'اما همچین که

 

 مامان خواست با دستمال بینی تو پاک بکنه ' فینت رو بکش بالا!

 

وقتی مامان می آد مهد کودک دنبالت حسابی گریه کن .اونوقت مامان

 

 از اینکه تورو از دوستات جدا می کنه حسابی عذاب وجدان میگیره

 

 وبعد با تو ساعت ها بازی می کنه!

 

از حالا بیس بال تمرین کن. سعی کن توپت رو به هدف متحرک بزنی.

 

 کی از مامان بهتر!

 

یه کاری کن مامان خل بشه!اگه امروز از چیزی خیلی خوشت می آد'

 

فردا بگو از اون متنفری! 

 

همیشه دو دقیقه قبل از اینکه به مقصد برسین بخواب. وقتی بیدار

 

 شدی می بینی توی بغل مامانی!(کار همیشگی خودم)

 

مامان بهت میگه که آقای دکتر خیلی مهربونه!بشنو ولی باور نکن!

 

اگر دلت برای مورچه ها تنگ شده 'شکر بپاش روی فرش !

 

وقتی با مامان میری مهد کودک 'نذار با مامان های دیگه حرف بزنه

 

اونا چیزایی یادش میدن که ممکنه باعث بشه دیگه خیلی بهت خوش

 

 نگذره!

 

می دونی بهترین هدیه برای مامان چیه؟یه مارمولک خوشگل مرده!

 

شما بچه بودین کدوم یک از این کارارو می کردین؟

 

 

 



شنبه 5 آذر1384 |

زندگی مال تو'مرگ مال من

 

راحتی مال تو'گرفتاری مال من

 

شادی مال تو'غم مال من

 

همه مال تو'ولی تو مال من



سه شنبه 1 آذر1384 |